و حتي الگو در انفاق

انفاق، ایثار، سخاوت و جود امیرالمؤمنین علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) زبانزد خاص و عام و حتی دشمنان آنان است. آیات قرآن کریم هم ـ مانند آیه ی ولایت (آیه 55 سوره مائده) و نیز سوره مبارکه ی انسان ـ گواه انفاق، ایثار، جود و سخاوت علی(ع) و خانواده بزرگوارش هستند.
سوره ي انسان درباره چه كساني نازل شده است؟
سوره انسان هفتاد و ششمین سوره قرآن کریم است و در جزء 29 قرار دارد. این سوره نامهای دیگری نیز دارد که مشهورترین آنها «دهر» و «هل اتی» است.
تمامی علماء و مفسرين شيعه، و نیز اكثر علماء و مفسرين اهل سنت بر اين باورند كه سوره ی انسان در مدح و شأن اهل بيت(ع) نازل شده است؛ اما برخی ميگویند که کل سوره را جبرئیل در شأن اهل بیت(ع) به پیامبرش هدیه کرد، و برخی می گویند که تنها آیات 7 تا 11 ـ یعنی « يُوفُونَ بِالنَّذر وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا ؛ ويُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ؛ إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا ؛ إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا و ...» ـ در شأن اهل بیت(ع) است.
شأن نزول اين سوره
امام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ در کودکی بیمار شدند. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: « چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی».
حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «نذر میکنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم». فاطمه(س) نیز چنین گفت. امام حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: « ما نیز سه روز روزه می گیریم.» فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.
چندی نگذشت که حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ شفا یافتند. همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود. لذا علی(ع) مقداری پول تهیه کرد(درباره مبلغی که علی(ع) تهیه کرد نقل های گوناگونی وجود دارد؛ از جمله:
ــ برخی گفته اند: علی علیه السلام مبلغی از یک یهودی اهل خیبر قرض گرفت.
ــ برخی نیز گفته اند: علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشمباف بود و «شمعون» نام داشت رفت و گفت: « آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟» شمعون گفت: « بله.» و به او کمی پشم داد. فاطمه علیهاسلام یکسوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.
ــ قول سومی هم هست که: علی(ع) یک شب کامل کارگری کرد و درختان نخل را آب داد و به عنوان اجرت، مقداری آرد جو دریافت کرد) و آرد خرید.
علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را برداشت، مسکینی در خانه را زد و گفت: «السلام علیکم یا اهل بیت محمد! من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه میخورید به من بخورانید. خداوند از نعمتهای بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.
فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علیها یک سوم دیگر از آرد کرد و پنج قرص نان پخت. بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت: « السلام علیکم اهل بیت محمد! من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه میخورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.» همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.
فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت: «السلام علیکم یا اهل بیت محمد! ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمیدهید؟» آن شب نیز همه نانهای خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.
فردای آن روز رسول خدا(ص) حسن و حسین را دید که از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن! حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه برویم.» نزد فاطمه(س) رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است. پیامبر(ص) او را به سینه چسباند و گفت: «به خدا پناه میبرم. شما سه روز است که گرسنهاید!»
جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمد! آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.»
پیامبر (ص)فرمود: «چیست؟»
«جبرئیل» آیات آغازین سورهی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه « انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.»( در روایتی دیگر از امام «باقر» علیه السلام آمده است که جبرئیل در روز چهارم با ظرفی پر از گوشت فرود آمد. اهل بیت (ع) از آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد. حسین علیه السلام با مقداری از آن غذا از خانه خارج شد. زنی یهودی به او گفت: «شما که همیشه در گرسنگی به سر می برید این غذا از کجاست؟ مقداری از آن به من بده». حسین علیه السلام دست خود را دراز کرد که غذا را به او بدهد اما جبرئیل فرود آمد و غذا را از دست حسین گرفت و به سوی آسمان برد. پیامبر(ص) خدا فرمود: « اگر حسین نخواسته بود از این غذا به آن زن بدهد، این ظرف غذا تا روز قیامت نزد اهل بیتم باقی بود؛ از آن میخوردند و هیچگاه چیزی از آن کم نمی شد»)
نظر اهل سنت
گرچه متأسفانه عدهای اندک از متعصبان، به انحاء مختلف تلاش داشته و دارند که فضائل و مناقب اهل بیت(ع) را انکار نمایند واقوال شاذ و نادر را بر اقوال مشهور ترجیح دهند، اما علما و مفسران درجه یک اهل سنت، بر اینکه تمام، یا بخشی از این سوره در مدح و مقبت اهل بیت پیامبر(ص) است، صحه گذاشته اند؛ از جمله:
1. «فخر رازی» ـ عالم بزرگ سنی قرن ششم هجری ـ در تفسیر کبیر می نویسد: «واحدی در کتاب البسیط نوشته است که این آیه در حق علی نازل شده است. صاحب تفسیر کشاف ]زمخشری [نیز این قصه را از ابن عباس نقل کرده و گفته است که این سوره را جبرئیل برای پیامبر نازل کرد و گفت: "یا محمد! این سوره را که درباره اهل بیت توست بگیر"». (الامام الفخر الرازی؛ التفسیر الکبیر؛ دار احیاء التراث العربي، بیروت: بیتا؛ ج15، ص 243 و 244)
2. «ابوالفرج جوزی» ـ عالم سنی قرن ششم هجری ـ در تفسیرش زاد المسیر نوشته است: «درباره این آیات دو قول است: قول اول این است که این آیه در حق علی بن ابیطالب نازل شده است که یک شب کامل اجیر شد و درختان نخل را آب داد و در مقابل مقداری آرد جو گرفت. وی یک سوم آن را آرد کرد و نان پخت؛ اما مسکینی آمد و غذا را به او دادن. سپس یک سوم دیگر را نان پخت اما یتیمی آمد و نان را به او داد. سپس یک سوم باقیمانده را نان پخت امااسیری از مشرکین آمد و دیگربار نان را به او دادند. در اینجا این آیات نازل شد». (الامام ابوالفرج جلال الدین الجوزی القرشی البغدادی؛ زاد المسیر فی علم التفسیر؛ المکتب الاسلامی، بیروت: 1987م.؛ ج8، ص 432)
3. «جلال الدین سیوطی» ـ دانشمند بزرگ سنی در قرن نهم هجری ـ در تفسیرش الدر المنثور آورده است: «این آیه در حق علی بن ابیطالب و فاطمه بنت رسول الله(ص) نازل شده است». (جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر السیوطی؛ الدر المنثور فی تفسیر المأثور؛ دارالکتب العلمیه، بیروت: 2000 م. ؛ ج6، ص 485)
4. «شوکانی» ـ مفسر بزرگ سنی قرن دوازدهم هجری ـ در تفسیرش فتح القدیر نوشته است: «این آیه در حق علی بن ابیطالب و فاطمه بنت رسول الله (ص) نازل شده است». (الشوکانی؛ فتح القدیر ؛ عالم الکتب، بیجا: بی تا؛ ج5، ص 346)
5. «امام احمد بن عجیبه» ـ مفسر سنی قرن سیزدهم هجری ـ در تفسیرش البحر المدید پس از نقل داستان انفاق، نوشته است: «زمخشری و جمهور مفسرین، این داستان را برای شأن نزول این آیه ذکر کرده اند؛ و تنها ترمذی در کتاب نوادر، آن را انکار کرده است» و سپس خود امام ابن عجیبیه، پاسخ ترمذی را داده است. (الامام ابن عجیبة؛ البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید؛ دارالکتب العلمیة؛ بیروت: 2002 م. ؛ ج8، ص 197-198)
«علامه اميني» داستان شأن نزول هل اتی را از 34 تن از علماي اهل سنت نقل كرده است. همچنین «علامه شوشتري» همين داستان را از 75 كتاب معتبر اهل سنت نقل كرده است. تمام اين افراد قبول دارند كه اين سوره در شأن اهل بيت (ع) نازل شده است.
سوره هل اتي در كجا نازل شده است؟
تمام مفسرين شيعه و اكثر مفسرين اهل سنت عقيده دارند كه اين سوره در مدينه نازل شده است و ازجمله سور مدني است.
شواهدي كه مدعاي قول مشهور را تاييد مي كند
يكي از اين قراين كلمه اسير است كه در اين سوره وجود دارد. اين كلمه در مكه كاربرد نداشت. بعد ازجنگ بدر، احد و ... كه مسلمانان موفق به گرفتن اسير شدند، اين واژه كاربرد پيدا نمود.
تعداد انگشت شماري از علماي اهل سنت بر اين باورند كه سوره هل اتي در مكه نازل شده است. ازبين اين افراد تنها كسي كه خواسته است با دليل و مدرك صحبت كند،آقاي سيد قطب است. او دليل و مؤيد هايش را اين گونه بيان مي كند:« دربعضي از روايات آمده است كه اين سوره مدني است؛ اما ازموضع، سياق وعلامات آيات بدست مي آيد كه اين سوره از سوره هاي قديم قرآني است.
مؤيد اين مدعا اين است كه كه خداوند در اين سوره نعمت هاي بهشتي را به طور مفصل مطرح نموده است وعذاب هاي غليظ قيامت را ياد آوري نموده است.
مؤيد ديگر اين مدعا اين است كه خداوند در اين سوره پيامبرش را دعوت به صبر و بردباري كرده و از اطاعت آثم و كفور برحذر داشته است؛ همچنان كه همين دستورات در سوره هاي قلم، مزمل و مدثر – كه مكي هستند – آمده است.
با توجه به اين شواهد مدني خواندن اين سوره به نظر ماخيلي ضعيف و بي ارزش است. »(سيد قطب، في ظلال القران، ج 8، ص217)
بررسي ادله ي سيد قطب
متاسفانه آقاي سيد قطب فقط در سوره ي هل اتي ادله اش را قبول دارد و در آيات و سوره هاي ديگر قرآن كريم اين دلايل را فراموش كرده ويا قبول ندارد. براي نمونه او سوره ي حج را – به جز آيه هاي 55-52 – مدني مي داند؛(سيد قطب، في ظلال القران، ج 5، ص 67) در حالي كه عذاب هاي ياد شده در اين سوره شديد تر از سوره هل اتي است.: « * يَأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شىَْءٌ عَظِيمٌ يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَ تَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَ مَا هُم بِسُكَارَى وَ لَاكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيد» «اى مردم، از پروردگار خود پروا كنيد، چرا كه زلزله رستاخيز امرى هولناك است. روزى كه آن را ببينيد، هر شيردهنده اى آن را كه شير مى دهد [از ترس] فرو مى گذارد، و هر آبستنى بار خود را فرو مى نهد، و مردم را مست مى بينى و حال آنكه مست نيستند، ولى عذاب خدا شديد است.» (حج ، آيه 2-1)
همين طور در سوره الرحمن – كه طبق روايت ابن عباس و ابن الضريس و ديگران در مدينه نازل شده است (السيوطي، الاتقان في علوم القران، ج1، ص13) – مملو از نعمت هاي مفصل بهشتي و عذاب هاي غليظ روز قيامت است.
سيد قطب مدعاي دومش را نيز فقط در سوره انسان قبول دارد. در موارد ديگر به اين نكته توجه ندارد. براي روشن شدن مطلب به اين دو آيه توجه كنيد:« فَاصْبرِْ لِحُكمِْ رَبِّكَ وَ لَا تُطِعْ مِنهُْمْ ءَاثِمًا أَوْ كَفُورًا» «پس در برابر فرمان پروردگارت شكيبايى كن، و از آنان گناهكار يا ناسپاسگزار را فرمان مَبَر.» (انسان، آيه 24)
«وَ اصْبرِْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشىِِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنهُْمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ لَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ وَ كاَنَ أَمْرُهُ فُرُطًا» «و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند [و] خشنودى او را مى خواهند، شكيبايى پيشه كن، و دو ديدهات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى، و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده روى است، اطاعت مكن» (كهف، آيه 28)
عجيب است كه سيد قطب مي گويد: آيه دوم در مدينه و آيه اول در مكه نازل شده است. ؛(سيد قطب، في ظلال القران، ج 5، ص 74)
قرطبی، مفسّر مشهور اهل تسننّ، در تفسیر خود نوشته است: "مشهور علما معتقدند که در مدینه نازل شده است."
نام چند تن از کسانی که تمام یا قسمتی
از آیات این سوره را ـ که در بالا به آن اشاره شد ـ مدنی میدانند در زیر میآوریم:
1-حاکم ابوالقاسم حسکانی: او از ابن عباس
تعداد آیاتی را که در مکه و مدینه نازل شده، به ترتیب و به طور مشروح نقل کرده و
این سوره را جزء سورههای مدنی شمرده که پس از سورة "الرحمن" و پیش از
سورة "طلاق" نازل شده است.
2-استاد احمد زاهد، صاحب کتاب ایضاح: او نیز
این مطلب را از ابن عباس نقل کرده است.
3-تاریخ القرآن از ابوعبداللّه زنجانی:
ایشان از جمعی بزرگان اهلسنّت نقل کرده که سورةانسان را در ردیف سورههای مدنی
آوردهاند.
4-نویسندة مذکور (ابوعبداللّه زنجانی) از
"فهرست ابن ندیم" از ابن عباس نقل کرده که او سورة انسان را یازدهمین
سورة مدنی دانسته است.
5-سیوطی در کتاب "اتقان" از بیهقی
در "دلائل النبوة" نقل میکند که عکرمه گفته است: سورة "هل اتی"
در مدینه نازل شده است.
6-در "درالمنثور" نیز همین مطلب از
ابن عباس به طرق مختلف نقل شده است. 7-زمخشری
در "تفسیر کشّاف"، شأن نزول معروف آیات آغازین ـ یعنی نذر علیـ را نقل
کرده است.
8-گذشته از این موارد بسیاری از بزرگان اهل
سنت، نزول آیات آغازین این سوره را "ان الابرار..." دربارة علیو فاطمة
زهرا و حسن و حسین: میدانند که این خود شهادتی بر مدنی بودن این آیات است و احدی
در "اسباب النزول"، بغوی در "معالم التنزیل"، سبط بن جوزی
در "تذکره"، گنجی شافعی در "کفایة الطالب" و جمعی دیگر به
این مطلب اشاره کردهاند.
قرينه ي ديگر اشعار شاعران است كه سوره هل اتي را يكي از فضائل اهل بيت(ع) به حساب آورده اند. از طرف ديگر همه مي دانند كه ازدواج امير المؤمنين و فاطمه زهرا (ع) در مدينه منوره صورت گرفت.
سوره ي هل اتي در اشعار شاعران
شاعران كه عضو حساس جامعه هستند، هميشه حوادث مهم تاريخي را در قالب شعر از خود به يادگار گذاشته اند.
نازل شدن سوره هل اتي در شأن اهل بيت(ع) نيزع يكي از حوادث مهم تاريخي بوده است كه توجه شاعران را به خود جلب كرده است.
شافعي امام شافعيه درباره اين داستان چنين سروده است:
الي م الي م و حتي متي ***** اعاتب في حب هذا الفتي
فهل زوجت فاطمه غيره **** و في غيره هل اتي، هل اتي
« تا كي و تا چه وقت و تا چه زماني در راه دوستي اين جوانمرد (علي) بايد ملامت بشوم. آيا جز او كسي به همسري فاطمه (س) برگزيده شد؟ آيا سوره هل اتي درباره ديگري نازل شد؟»( شوشتري، احقاق الحق و ازحاق الباطل، ج18، ص343)
ابن معتوق مصري نيز در شعري كه در باره اهل بيت (ع) سروده است اين فضيلت را اين گونه ياد آوري مي كند:
سل الحواميم هل في غيرهم نزلت **** و هل اتي، هل اتي الا بمدحهم
«سؤال كن آيا (حواميم) درباره غير اهل بيت(ع) نازل شده است؟ و مگر سوره هل اتي در مدح اهل بيت (ع) نازل نشده است؟» (شوشتري، نورالله، احقاق الحق و ازحاق الباطل، ج19، ص695)
عبدالباقي عمري فاروقي از مشهورترين شعراي قرن سيزدهم هجري ويكي از بزرگان ادباء عراق در عهد عثماني كه نسبش با سي و شش واسطه به عمر بن خطاب مي رسد اين شعر را سروده است.
وسائل هل اتي نص بحق علي اجبته (هل اتي) نص بحق عليٍِ
فظنني اذغدا متي الجواب له عين السؤال صدي من صفحة الجبلٍ
ومادري لادري جدا و لاهذلا اني بذاك اردت الجد بالهذل
« پرسش كننده اي پرسيد: آيا آيه اي در شأن علي نازل شده است؟ جواب دادم، هل اتي نص خداوند بر فضيلت اوست. وقتي ديد جواب من – درلفظ – عين سؤال اوست، تصور كرد كه كوه صدا را منعكس كرد. جدا ندانست كه من شوخي نكردم؛ بلكه به طور جدي حقيقتي را در جواب او گفتم.» (الترياق الفاروقي، ديوان عبدالباقي عمري ص 26. به نقل از تجلي انسان در قرآن، ص 27)
فريد الدين عطاردر باره اين داستان چنين سروده است:
گذشته زين جهان وصف سنانش گذشته زان جهان وصف سه نانش(كريمي جهرمي، تجلي انسان در قرآن، ص 187)
شاعر ديگري چنين سروده است:
آن شاه كه قسيم نار است و جنان در ملك ملل صاحب سيف است و سنان
ملك دو جهان مسخر اوست ولي اين را به سنان گرفت و آن رابه سه نان (كريمي جهرمي، تجلي انسان در قرآن، ص 187)
قرطبي و شأن نزول هاي جعلي
آقاي قرطبي يكي از افرادي است كه هميشه تلاش دارد فضائل اهل بيت(ع) ناديده بگيرد. در باره سوره هل اتي نيز نقل قول هاي شاذ را بر قول مشهور ترجيح داده است. او مي گويد:
« گفته شده است كه اين آيات در باره مطعم بن ورقاء انصاري نازل شده است. او نذري كرد و به نذرش وفا كرد.
گفته شده است اين آيات در باره كساني نازل شده است كه اسراء جنگ بدر را تحت تكفل گرفتند و آنها نيز افراد ذيل بودند: 1- ابوبكر 2- عمر 3- علي (ع) 4- زبير 5- عبدالرحمن بن عوف 6- سعد 7- ابوعبيده.
مقاتل گفته است اين آيات درشأن مردي از انصار نازل شده كه در يك روز مسكين، يتيم و اسير غذا داد.
اهل تفسير گفته اند: اين آيات درشأن علي، فاطمه (ع) و جاريه آنها –فضه- نازل شده است.اما قول صحيح اين است كه اين آيات در باره ي جميع ابرار و كساني كه كار خوبي انجام داده اند نازل شده است؛ زيرا لفظ آيات عام است. چيزي را كه نقاش، ثعلبي، قشيري و تعداد زيادي از مفسرين در داستان علي، فاطمه (ع) و جاريه آنها نقل كرده اند، نه صحيح است و نه قابل قبول.» (قرطبي، الجامع الاحكام القرآن، ج19، ص 130، با تلخيص و دخل وتصرف)
واقعاً عجيب است كه آقاي قرطبي قول مشهور را بدون دليل رد مي كند؛ اما تلاش دارد كه اقوال شاذ و نادر را موجه جلوه دهد.
اشكال ترمذي و ابن جوزي بر شأن نزول سوره هل اتي
ترمذي و ابن جوزي مي گويند: «اين داستان را كه نقل كرده اند ساختگي است و سازنده اش با زرنگي خاص امر را بر شنوندگان مشتبه كرده است. آدم هاي جاهل به اصل اين داستان، از روي تعجب لبان شان را زير دندان مي گيرند كه ما چرا داراي اين فضليت نباشيم؛ در حالي كه چنين ايثار وگذشتي نه تنها كه خوب نيست، بلكه بر خلاف دستور خدا و پيامبر است.
ما چقدر آيه و روايت داريم كه به ما دستور مي دهد، رفاه خانواده را فراهم كنيم و در صدقه دادن حد وسط را رعايت كنيم. مگر انسان عاقل باور مي كند كه حضرت علي (ع) از اين دستورات اسلامي بي خبر باشد وكودكانش را وادار كند كه گرسنه بخوابند...اين داستان را فقط انسان هاي احمق و جاهل باور مي كند.»( قرطبي، الجامع الاحكام القرآن، ج19، ص 134، با تلخيص و دخل وتصرف)
من نمي دانم كلمات اين دو شخص را بر بي خبري حمل كنم يا بر تعصب ؛ زيرا هردوي اين آفت آدم را كر وكور مي كند.
اين آقايان اگر به تاريخ مراجه كنند ايثارهاي زيادي ازاهل بيت (ع) پيداخواهند كرد. اگر كمي تعصب شان را كنار بگذارند، تمام علماي شيعه و اكثر علماي اهل سنت را احمق و جاهل خطاب نخواهند كرد و ... .
نتيجه
با توجه به آراء علماي شيعه و اكثر علماي اهل سنت، اشعار شاعران و ... اين سوره – حد اقل 18 آيه اول آن – در شأن اهل بيت (ع) نازل شده است.
بعضي صحبت هاي سراسر فحش و دشنام را نيز مي توان حمل بر تعصب و عناد يا بي خبري نمود.